فریاد کویر

این وبلاگ به منظور درج مقالات و پرسش و پاسخ های حقوقی طراحی گردیده که ان را خالصانه تقدیم جامعه حقوقی ایران می نمایم

جرم چرا ؟ چنایت چرا؟
نویسنده : علی یوسفی - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ بهمن ۱۳٩٠
 

با گذشت زمان، جرم و جنایت بیشتر و بیشتر شده و احساس امنیت کمتر می‌شود. دولت کشورهای مختلف اعمال و اقدامات سختگیرانه‌ ای پیش گرفته و قوانین جدیدی دربرابر جرم و جنایت وضع می‌کنند. اما آیا تابحال کسی به این فکر کرده که چرا میزان جرم با این سرعت رو به افزایش است؟ اصلاً چرا انسانها مرتکب جنایت می‌شوند؟

آدم‌ها مجرم به دنیا نمی‌آیند. محیط، نیازها و طرز بزرگ‌ شدنشان آنها را به مجرم تبدیل می‌کند. در زیر تلاش کرده‌ایم به عواملی که مسئول ارتکاب جرم انسانها‌ست اشاره ‌کنیم.

فقر یکی از عوامل اصلی ارتکاب به جرم است. وقتی فردی هیچ پولی در دست نداشته باشد و مجبور باشد خانواده‌ بزرگی را سرپرستی کند، در چنین مواردی محیط او را مجبور می‌کند تفنگ در دست بگیرد. سازمان‌های تروریستی زیادی هستند که این افراد نیازمند را در ازای پول کمی به کار می‌گیرند و از آنها در اعمال جنایی مثل قتل، بمبگذاری، گروگان‌گیری و از این قبیل استفاده می‌کنند. بیکاری، که یکی دیگر از عوامل فقر است، دلیل اصلی خشونت جوانان امروز است. نبود فرصت‌های شغلی جوانان را از مسیر درست منحرف کرده و باعث می‌شود از راه ‌های نادرست کسب درآمد کنند.

طمع به دست آوردن مادیات و میل شدید به زندگی تجملی به هر طریق ممکن باعث می‌شود افراد راه جرم و جنایت را پیش گیرند. این یک میل انسانی است که بخواهیم زندگی تجملاتی و پرشکوه داشته باشیم که گاهی اوقات با درآمد کم میسر نیست. به همین دلیل برخی افراد به دنبال راه ‌های ساده و سریع برای رسیدن به پول هنگفت هستند و در این راه از گرفتن جان یک انسان بیگناه هم مضایغه نمی‌کنند. این طمع است که جلوی قضاوت صحیح آنها را می‌گیرد.

انتقام هم یکی از دلایلی است که باعث می‌شود مرتکب جرم و جنایت شود. وقتی فردی نتواند از راه مستقیم انتقام بگیرد، از راه ‌های غیرمستقیم و غیرقانونی برای مجازات مشکل خود استفاده می‌کند. تاثیر همسالان و مهارت‌های ضعیف والدین در بزرگ کردن فرزندان ازجمله دلایلی است که باعث می‌شود افراد به سادگی وارد مسیر جرم شوند.

در عصبانیت افراد خیلی زود احساس خود را از دست می‌دهند. فرد توانایی تشخیص بین درست و غلط را از دست می‌دهد و هجوم آدرنالین باعث می‌شود دست به جنایت بزند.

خشونت‌هایی که در تلویزیون نشان داده می‌شود هم مسئول تاثیر منفی بر ذهن افراد است. کودکان و نوجوانان معمولاً این رفتارهای خشونت‌آمیز را تقلید می‌کنند. بازی‌ های خشونت‌آمیز کامپیوتری بین کودکان و نوجوانان بسیار شایع است. این بازی‌ها مغز معصوم کودکان را خدشه ‌دار کرده و مسئول خشن‌ کردن آنها هستند.

با اینکه کنترل این موارد دشوار است، اما کمی توجه والدین به فرزندانشان می‌تواند رشد جرم و جنایت در ذات فرزندانشان را تا حد زیادی کاهش دهد. تحصیلات یک معیار دیگر برای جلوگیری از این رفتارهای جنایت ‌آمیز است. تحصیل باعث می‌شود فرد بتواند بین درست و غلط تمایز قائل شود و بتواند کنترل و تعادل خود را حفظ کند. درنتیجه می‌تواند دربرابر محیط‌ های مختلف ایستادگی کرده و بر آنها غلبه کند.
مردمان


 
 
پرسش و پاسخ حقوقی
نویسنده : علی یوسفی - ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٩
 

دوست بزرگواری سوالی مطرح کردند و از انجا که دیدم ممکنه این سوال مشکل خیلی های دیگه هم باشه شایسته دیدم آن را با قید پاسخی بر ان در اینجا مطرح نمایم شاید مورد توجه صاحب نظران این علم قرار گیرد و با توجه و مداقه خود نقص ها و کاستی های اینجانب را تصحیح و اصلاح نمایند

سوال : به نام خدا با سلام بنده از یک دستگاه دولتی در اداره کار شکایت کرده و حکم به نفع بنده صادر شده است نامه اجراییه که خطاب به دادگستری می باشد را نیز دریافت کرده ام اکنون دو سوال دارم 1- چندروز بعد از مراجعه به داادگاه و درخواست اجرا شدن حکم و با چه رویه ای(حضور با مأمور یا غیر آن) به نتیجه می رسم؟ 2-با توجه به اینکه یکی از درخواست های اینجانب عدم بیمه شدن در مدتی نزدیک یک سال و نیم بوده است و دادگاه نیز حکم بربیمه شدن زده است چگونه این امر ممکن است که نسبت به زمان گذشته بنده بیمه شوم؟ و درصورتی که بخواهم از این موضوع بهره برداری بهتری برای چانه زنی کنم ممنون میشوم که راهنمایی بفرمایید با تشکر یاعلی

پاسخ : با سلام و احترام 
؛ اجراییه توسط واحد اجرای احکام دادگستری ابلاغ می شود و آن دستگاه موظف است ظرف مدت 10 روز از تاریخ ابلاغ نسبت به اجرای رای اقدام نماید در غیر اینصورت واحد اجرای احکام نسبت به اجرای رای اقدام می نماید و با اعلام شماره حساب بانکی دستگاه محکوم علیه به واحد اجرای احکام نسبت به برداشت از آن حساب جهت پرداخت محکوم به اقدام می گردد. ضمناً رای قطعی هیات حل اختلاف موضوع قانون کار برای سازمان تامین اجتماعی در پوشش بیمه سنوات گذشته جنابعالی لازم الاجراء است لکن هرگونه اقدام توسط سازمان تامین اجتماعی صرفاً در حدود رای صادره می باشد.

 
 
زن در دوراهی زوال مدرنیته و نجات ارزشها
نویسنده : علی یوسفی - ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٩
 

زن مظهر زیبایی و عفاف است و جامع ترین مخلوق دارای احساس و عشق و محبت. او محور گرمابخش خانواده و مونس وفادار شوهر است و با تمام این اوصاف او منحصر به فرد ترین موجود خلقت در لطیف ترین عناصر هستی است و بی شک باید به این داشته های خود افتخار کند.

در مقابل مرد پرورده قدرت و عقل است .طبیعت او نه احساس گرا است و نه حاصل لطافت، او در خلقت جایگاهی غیر از قله رفیع محبت و عشق را کسب می کند زیرا نه او زن است و نه طبیعت زنانه بر مردانگی منطبق می باشد.هر یک جایگاهی دارند و اقتضائات خاص جسمی و روانی خود را می طلبند.

به لحاظ جایگاه ذاتی طبیعت و تمایز بنیادین این دو موجود خلقت ،قواعد اجتماعی نیز از قدیم کارویژه های متفاوتی را میان این دو جنس گذاشته  و معیار های متعددی را برای آن تعریف کرده بودند.

سنت های جاهلی اعراب ،آداب وحشی اروپاییان قرون سیاه (قرون وسطی) و بهره کشی هندو های هندوستان بخشی از عصر اجحاف واستثمار زنان است .دورانی که به زمانهای تاریک تاریخ زندگی زنان مربوط می شود و هنوز هم آثار کم و بیش زیادی از آن دوران در لحظه های کنونی بشر قابل مشاهده است.

در نگاه باستانی – ابزاری به زن ،وی وسیله تولید نیروی انسانی،تمیز کردن مرد و محیطش و ابزار تفریح او به شمار می آمد به همین جهت زیاد زاییدن و کمتر صحبت کردن از ملاک های زن خوب به شمار می آمد.همانطور که سیسروس – اندیشمند یونانی- در مورد زن چنین می گوید :«زنان باید در خانه باشند تا مردان در آگورا شور کنند و تصمیم بگیرند که چه چیز برای آنها بهتر است.» همین اعتقاد با مایه های مذهبی در دوران میانه زنان را ابزار لشکر سازی های اروپاییان در جنگ با یکدیگر و سایر اقوام دور و نزدیک می ساخت ،ناپلئون در این مورد می گوید :«باید مادران فرانک را به خوردن و در خانه ماندن ترغیب کنیم تا روزی هم روسیه را ایالتی از فرانسه بدانیم.»

اما این تنها نیمه خالی تاریخ انسان است ،تاریخی که بشریت به کلیت آن می بالد و از آن به نیکی یاد می کند.ظهور اسلام و کشف ارزش حقیقی زن ،جنبه زیبا و بخش برجسته و قابل تقدیر تاریخ است.احترام به زن و  احترام به طبیعت و تفاوت های او نقطه ی عطف تاریخ زنان به حساب می آید.

بدعت در تاریخ و اعتقاد به ماده و ابزاری دیدن زن

دنیای غرب بعد از استثمار زن به عنوان ابزار جاروب خانه های فئودال ها و پادشاهان ،به ظاهر به دنبال تجدد و نو زایی رفت و البته جایگاه زنان را نه تنها ارتقاء نداد بلکه مسئولیتی مضاعف برای آنها قایل شد.بدین نحو که زنان را ابزار جاروب خانه و بازار فرض کرد و بنای رنسانس را بر کمر آنها استوار نمود.

زنان بر اساس طبیعت ظریف و لطیف جسمی خود توانایی حمل این بار استثماری را نداشتند در نتیجه با ارشاد سرمایه داران خانه را فدای بازار کردند تا چرخ های توسعه و صنعت از پای نایستد.

بعد از این ظلم بزرگ به طبیعت زن ،اجحاف بزرگ تری نسبت به ایشان روا داشته شد که در مجرای انتقاد به وضع بوجود آمده برای وی ،موجب مسخ  هویت زنانه شد.

فیمینسیم در واقع همین انحراف بزرگ از مسیر طبیعی شخصیت زن به عنوان نیمی از ظهورانسانیت و کرامت ذاتی اشرف مخلوقات است.

 فیمیسنیسم که حاصل تفکرات اومانیستی است با مجموعه دلایلی که غالبا ناظر به زن دوران ماشینیسم و ما قبل آن بر می گردد با لحنی تند و آنارشیستی خطاب می کند که دلیل همه بد بختی های زن ،«مردان» هستند!

این عقیده ی انتقادی که مبانی مستحکمی از نظر علمی ندارد و به جای کنکاش میان راه حلهای بنیادین و علمی ،به پاسخ های عرضی و حاشیه ای بسنده کرده است.

فیمینیسم که در گرایشهای متفاوتی همچون فیمینیسم رادیکال،فیمینیسم لیبرال،فیمینیسم سوسیال و... ظهور یافته است در مجموع راه حل غایی نجات زن را از همه ظلم های مردانه ،«مرد» شدن می داند . البته هر یک از گرایشهای موجود راهکاری را برای مردانه سازی زن ارایه می دهند تا به اصطلاح از جنس «sex» جنسیت بسازند.

برای مثال نسخه ی فیمینیسم رادیکال معجونی است از انزوا ،هموسکسوالیسم و خشونت.بدین ترتیب که این شاخه مرد را اهریمنی توصیف می کند که زن را در قالب حق مالکیت به تصرف خود در آورده است و خانواده را نیز در همین راستا بوجود آورده است تا محیطی کنترل شده برای امیال جنسی خود و تولید مثل فراهم سازد و زن را همچون کنیزی در چهار راه حیوانیت ،شهوت ،تولید مثل و کار اجباری قرار دهد. راه حلی که فیمینیسم رادیکال ارایه می دهد  این است که باید از نزدیکی به جنس مرد به شدت احتراز کرد و بدین ترتیب برای آنها خانواده هم در مفهوم هموسکسوالی نمود پیدا می کند که بطور طبیعی نه مرد و نه فرزندی در آن حضور خواهند داشت از سوی دیگر فیمینیسم افراطی زنان را به رفتاری خشن علیه مطلق جنس مرد تحریک می نماید ،زیرا مردان را میکروب کشنده فرد و جامعه زنان معرفی می کند.  (نمود این اندیشه در فیلم «دو زن» ساخته تهمینه میلانی به وضوح قابل مشاهده است.)

فیمینیسم لیبرال هم اگر چه عنصر خشونت را به همراه ندارد ولی دارای کیفیت برهنگی و بی بند و باری است . این گرایش از فیمینیسم مردان را انسان هایی حسود می داند که زن را در انحصار خود قرار می دهند و مانع لذت جویی او و بهرمندی از جذابیت های مادی (interesting material) وی می گردند . این گرایش راه حل نجات زنان را در «دموکراسی جنسی» و عدم تعهد ایشان به خانواده می داند.

فیمینیسم سوسیال که نوع تعدیل شده ی فیمینیسم کمونیستی است ،مردان را عاملان سوء استفاده از کار زنان میدانند و جنس مونث را به بردگان مردان تشبیه می کنند که دسترنجشان را در مقابل مقدار اندکی خوراک و جای کوچکی برای خواب در اختیار مردان قرار می دهند.این گرایش راه نجات زنان را در استقلال مالی از مردان می داند و چنین استدلال می کند :« اگر مردان از قدرت خود برای کسب مال بهره می برند چون قدرتمند هستند و البته زنان هم زیبا هستند و این متاعی گران تر است .»(آنا دیپن - 1981)    

بعد از حدود حداقل 100 سال از ظهور تفکرات غیر علمی و ضد انسانی فیمینیسم،این تفکر هیچ کرامتی را به زن باز نگردانده است مگر سلب هویت زن و بی احترامی به شخصیت وی. فیمینیسم آرمان شهر زنان آزاد را در تباهی و خشونت و سکس و انزوای زنان خلاصه می کند همان چیزی که می تواند فضای مناسبی را برای سوء استفاده ی کارتل های پورنوگرافی ،باندها قاچاق زنان ،خانه های فساد و دامهای سیاسی فراهم کند .اگر چه تمام داعیه فیمینیسم رها کردن زنان از این بهره کشی ها بود ولی زنان را ناآگاهانه به دروازه های جهنم دنیوی سوق داد و از آنان که تا آن زمان هویت زنانه به همراه داشتند ابزارهایی چون شریک جنسی ،مانکن شو ،معشوقه کیوسک ،همدم کاباره و دختر تلفنی ساخت.

ناامید کننده تر آن که فیمینیسم در مسیر تباهی خود وقوف نکرده بلکه با کمک شبکه های استثماری – صهیونیستی خود را در قالب پرزرق و برق حقوق بشر هم جا زده است و سعی می کند تا با ایجاد قواعد بین المللی الزام آور ،زنان بیشتری را به قهقرای وجود بکشاند. کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان (1979) نمونه ی بارز نسخه برگشت ناپذیر نابودی برای زنان است.

متاسفانه در ایران اسلامی ما هم گرایشهای فیمینیستی دیده می شود . تمنیاتی که بیش از ریشه بومی و ایرانی با تلقینات صهیونیستی - اومانیستی وارد کشورمان شده است.و عده ای  فریب خورده را در پارادوکسهای لغزان انحراف به دور خود جمع می کنند.( برای مثال پارادکس «فیمینیست های مسلمان» که حاصل دو عبارت ،یکی بر مبنای نفی پروردگار و دیگری بر اساس عبودیت و تسلیم در مقابل پروردگار است.)

 تهدید ها و بوق های آمریکایی – اسراییلی با عنوان فشار های بین المللی بر جمهوری اسلامی از یک طرف و نادانی و دلسوزی احمقانه ی عده ای دیگر از دگر سو فضایی نسبتا امن برای رویش عقاید فیمینیستی در ایران شده است . وگرنه در مملکت ایران نه عصر ماشینیسم اروپایی رخ داده و نه عقاید لیبرالیستی وجود داشته است. اینجا در طول تاریخ دختری را زنده به گور نکرده اند و ویا از آفریقا زنان را با وعده کار ، در جام جهانی به روسپیگری نفرستاده اند. در ایران هیچ زنی وجود ندارد که با شرکت در شکنجه های ابوغریب فریاد شادی برآورد و تا کنون دختران را به استخدام ارتش درنیاورده اند تا جنگ های سران کاخ هایشان را پیش ببرند .ایران آن زمان که کلیسای واتیکان اروپا را به سیاهی فرو برده بود و آن زمان که ناپلئون سرزمین غرب را ضمیمه ی فرانسه کرده بود و حتی آن زمان که وست نشینان پوست سرخپوستان را در سرزمین بومی شان میکندند وبعد ها بر جنگلهای ویتنام سم و بر سر مردم ناکازاکی بمب اتم می ریختند ،ایران بود مردمانی همه لطف و صفا ،خانواده هایی همه عشق و فداکاری .

ایران بر مبنای اعتقادات ایرانی جایی برای اندیشه های فیمینیستی نیست چون مشکل زن اروپایی مشکل زن ایرانی نبوده و نیست . ولی کج فهمان شیفته ی غرب ،ادعای فضل را به همین آورده های غیر خودی و برانگخته ی خوی حیوانی می دانند  و شاید نااهلان جیره خوار ی هم بر این جمع تباهی هیزم اروپایی وارد می کنند تا مگر زن ایرانی را از قله های رفیع کرامت و انسانیت به دره ی فساد و اضمحلال هویت بکشانند. ولی در طول تاریخ ناکامی دستاوردی است که تنها نصیب شیطان برای مسخ انسان شده است.

http://tabatabay.persiangig.com/b96b94069d148dcf2f0af3de4de1.jpg


 
 
حقوق مدنی
نویسنده : علی یوسفی - ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٩
 

مقدمه
حقوق مدنی1 از مهمترین مفاهیم حقوقی است. واژه هایی چون حرکت های حقوق مدنی، جنبش های مدنی، فعالان حقوق مدنی و... امروزه بسیار مورد استفاده قرار می گیرند. در روزنامه، کتاب ها و سخنرانی ها به آنها بسیار اشاره می شود. در پاره ای از کشورها، مثل آمریکا بخش مهمی از تاریخ معاصر آنان با این کلمه پیوند خورده است. بسیاری از قانون اساسی کشورها به عنوان حقوق مدنی هم شناخته می شوند. سازمان های حقوق بشر بر حق برخورداری از حقوق مدنی تاکید می کنند. در این مقاله تلاش می شود این مفهوم و کاربرد آن در وضعیت امروز ایران بررسی شود.

Law
 

مفهوم حقوق مدنی
برای تعریف حقوق مدنی باید با یک تعریف مهم دیگر در جامعه شناسی آشنا شویم. و آن مفهوم "قرارداد اجتماعی" است. بعضی بحث کرده اند که مفهوم قرارداد اجتماعی برای اولین بار در آثار اپیکور2، فیلسوف یونانی قرن سوم و چهارم قبل از میلاد، اشاره شده است: "عدالت، از قرار داد عدم آسیب به دیگری نشات می گیرد"3

اولین فیلسوف مدرنی که بر روی این مفهوم کار کرده است، توماس هابز4 می باشد. در کتاب مشهور خود لوی یاتان منتشر در سال1651 5، که به معنای غول یا هیولا است و نام جانوری در کتاب مقدس می باشد، به این مفهوم پرداخته است. منظور هابز هم از این نامگذاری این بود که یک حکومت غول پیکر از اجزای مفرد بسیاری در جامعه تشکیل شده است و ساختار این حکومت و نحوه تعامل حکومت و جامعه است که مهم می باشد. هابز قرار داد اجتماعی را حقوق فردی می داند که حکومت می بایست علاوه بر حق دفاع از شهروندان، به رسمیت بشناسد. توماس هابز حق شورش بر علیه قرار داد اجتماعی را نفی می کرد. این مفهوم بعدا توسط ژان ژاک روسو و جان لاک به قرار داد اجتماعی اضافه شد.

ژان ژاک روسو6 در اثر بسیار مهم خود با نام "قرارداد اجتماعی یا مبانی حقوق سیاسی"7 ، نظریه حاکمیت مشروع8 را مطرح می کند و از دموکراسی غیر مستقیم، بر اساس نظریه قرار داد اجتماعی، پشتیبانی می کند.

"قرار داد اجتماعی را می توان به این شکل مطرح کرد: هر کدام از ما تمام قدرت خویش را در اختیار یک قدرت کلی(حکومت) قرار می دهد و در مقایسه با بدن، همه ما امتیاز خاص فردی اعضای بدن را دارا خواهیم بود."9

پیر ژوزف برودون10 که یک آنارشیست بود و اصولاٌ اولین کسی بود که این اصطلاح را برخود گذاشت، بر خلاف ژان ژاک روسو، نظریه قرار داد اجتماعی را نه بر اساس قدرت جمع، بلکه به عنوان قدرت و حقوق فرد، در ارتباط با فرد دیگر، مطرح می کند.

"قرار داد اجتماعی در واقع چیست؟ یک قرار داد بین حکومت ها و شهروندان؟ نه این طور نیست. اگر این را بپذیریم ادامه دهنده نظریه روسو خواهد بود. قرار داد اجتماعی قرار دادی است بین یک فرد و فرد دیگر، همان چیزی که جامعه را می سازد" 11

جان راولز12در کتاب تئوری عدالت13 ، بر اساس تئوری بازی در علم ریاضیات، عدالت را آن چیزی می داند که افراد مسایل شخصی را کنار گداشته و به یک اشتراک همگانی دست یافته باشند.

فیلیپ پتیت14 در کتاب خود به عنوان تئوری آزادی و حکومت15 ، قرار داد اجتماعی را مفهومی می داند که یک طرفش حقوق حکومت است و دیگر طرف آن حقوق مردم. و هردو نسبت به هم حقوقی دارند. فیلیپ پتیت بر این نظر اصرار می ورزد که کار حکومت نگهبانی از آزادی است و حکومت های استبدادی اصولا حکومت نیستند.

براساس آنچه در بالا گفته شد حقوق مدنی را می توان حقوقی بر اساس قرار داد اجتماعی تعریف نمود.

درجه بندی حقوق
آقای کارل وازاک، استاد حقوق از کشور چکسلواکی، که بعد از اشغال شوروی، در فرانسه ساکن شده بود، در سال 1979 پیشنهاد کرد که حقوق بر اساس اهمیت آنها به سه درجه تقسیم شوند. این تعریف به شکل بین المللی پذیرفته شد و امروزه بکار می رود.

حقوق مدنی از لحاظ درجه بندی، همانند حقوق بشر، از حقوق درجه اول محسوب می شود.حقوقی مانند حق کار، داشتن خانه، حق بهداشت، از حقوق درجه دوم هستند. و حقوقی چون حقوق جمعی مانند حق تعیین سرنوشت و حق محیط زیست از حقوق درجه سوم هستند.16


فرق حقوق مدنی با حقوق بشر
فرق حقوق مدنی با حقوق بشر یا حقوق طبیعی در این نکته است که حقوق بشر همراه با تولد یک انسان با او به وجود می آید و طبیعی است17 ، ولی حقوق مدنی بر اساس توافق یک ملت است و حقوق بشر همچنین جهانی است ولی حقوق مدنی با ساکنین یک محدوده سرزمینی معنا دارد. حقوق بشر یک قرار داد اجتماعی نیستند. به منطقه خاصی هم مربوط نمی شوند.

البته این به این معنی نیست که مفهوم حقوق مدنی جهانی نیست. حقوق مدنی جهانی است ولی به شکل جغرافیایی تعریف می شود. یعنی اینکه به شکل جهانی چنین مفهومی پذیرفته شده است ولی تعاریف منطقه ای دارد. مهمترین اتفاقیه بین المللی در مورد حقوق مدنی جهانی در سال 1966 بر اساس بیانیه حقوق بشر سازمان ملل نوشته شد . 18

قوانین حقوق مدنی می توانند نوشته شده باشند، یا از قوانین کشور دیگری اقتباس بشوند و یا از رسوماتی نتیجه شده باشند.

---------------------------------------------------------------
منابع
1- 
Civil Right
کلمه سیویل از کلمه لاتینی سیویز به معنای شهروندان گرفته شده است. در فارسی به حقوق مدنی ترجمه شده است. ترجمه لفظی آن حقوق شهروندان است.

2-  اپیکور فیلسوف یونانی متولد 270 قبل از میلاد و وفات 341 قبل از میلاد. او غایت زندگی را خوشی و سرمستی، می دانست. مکتب فلسفی او به مدت 600 سال بر یونان تاثیر گذاشت.

  3- Social Contract Theory - Internet Encyclopedia of Philosophy
http://www.iep.utm.edu/s/soc-cont.htm#H1

 

4-  توماس هابز فیلسوف انگلیسی 1679 – 1588. کتاب بسیار مهم ایشان لوی یاتان، تاثیر بسیار مهمی در فلسفه غرب گذاشت.

5-  مصادف با شاه عباس دوم، شاه دوران صفوی. زمانی که هابس قرار داد اجتماعی را می نوشت ایشان به قندهار حمله می کرد.

6-  ژان ژاک روسو فیلسوف و روشنفکر فرانسوی 1778- 1712. افکار او بر انقلاب فرانسه تاثیر مهمی گذاشت.

7-  The Social Contract, Or Principles of Political Right (1762( 

8- Popular sovereignty

9-  Jean-Jacques Rousseau, Oeuvres complètes, ed. B. Gagnebin and M. Raymond (Paris, 1959-95), III, 361; The Collected Writings of Rousseau, ed. C. Kelley and R. Masters (Hanover, 1990-), IV, 139.

 


10-  پیر ژوزف برودون فیلسوف فرانسوی 1865- 1809. او اولین کسی بود که نام آنارشیست را بر روی خود گذاشت.

11-  Pierre-Joseph Proudhon, General Idea of the Revolution in the Nineteenth Century (1851).



12-  جان راولز فیلسوف آمریکایی 2002- 1921. از مهمترین فیلسوفان انگلیسی زبان معاصر.

13-  A Theory of Justice, John Rawls, ISBN-10: 0674017722



14-  فیلیپ پتیت فیلسوف و جرم شناس ایرلندی متولد 1945

15-  A Theory of Freedom and Government (1997) ISBN: 0198296428

16- 
The International Dimensions of Human Rights ISBN:0313233942

17-  جان لاک فیلسوف انگلیسی 1632-1704 بر این عقیده است.

18-  http://www.ohchr.org/english/law/ccpr.htm

 

 


 
 
برابری حقوق زن و مرد
نویسنده : علی یوسفی - ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ آذر ۱۳۸٩
 

برابری جنسی بدان معنا است که زن و مرد حقوق و وظایف یکسان دارند، و همه از فرصت های مساوی در جامعه برخوردار هستند. همچنین برابری جنسی مربوط به عدالت و تقسیم مسئولیت ها است، هم در جامعه و هم در خانواده. اگر جنسیت مانع از آن شود که ما بتوانیم نقاط قوت و ضعف فرد را ببینیم، این امر می تواند به تبعیض و فرصت های محدود برای فرد منجر شود.

 

قانون برابری جنسی نروژ در سال ١٩٧٨ تصویب شد. هدف از این قانون آن است که با مرد و زن به طور یکسان برخورد شود. این قانون برای هر دو جنس حائز اهمیت است، گرچه این قانون توجه ویژه ای به موضع زنان دارد.

قبل از تصویب قانون برابری جنسی نروژ، زنان سالیان زیادی برای تساوی حقوق زن و مرد مبارزه کردند. زنان در سال ١٨۵۴توانستند حقوق وراثت مساوی با حقوق مردان را از آن خود سازند، و زنان مجرد در سال ١٨۶۴ این حق را کسب نمودند که افرادی بالغ و مستقل تلقی شوند. زنان متأهل این حق را در سال ١٨٨٨ کسب کردند. این به منزله آن بود که از آن پس آنها مختار بودند دارایی های شخصی خود را آن گونه که مایل بودند صرف کنند.

انجمن حقوق زنان نروژ در سال ١٨٨۴بنیان نهاده شد. اعضای این انجمن هم زن وهم مرد بودند.

در اواخر قرن نوزدهم، زنان از فرصت های جدیدی در تعلیم و تربیت و انتخاب مشاغل خود برخوردار شدند. زنان در سال ١٨٧٠ اجازه یافتند به عنوان معلم کار کنند. در این زمان جامعه به سرعت درحال تغییر بود و نیاز شدیدی به نیروی انسانی جدید وجود داشت. بسیاری از زنان در ادارات تلگراف یا مراکز تلفن مشغول به کار شدند. هر دو مرکز محیط های کاری مبتنی بر فن آوری جدید بودند. در بسیاری از مشاغل جدید زنان نیاز به کارآموزی داشتند. فرصت های جدید عمدتاً برای زنان طبقه متوسط حائز اهمیت بود.

زنان طبقه کارگر از دیر باز در کارخانجات کار کرده بودند. تا پایان قرن نوزدهم، حدود یک سوم از کلیه زنانی که در سن کار قرار داشتند به کار با حقوق اشتغال داشتند.

سال های سرنوشت ساز در تاریخ برابری جنسی در نروژ

  • ١٩١٠ زنان حق رأی در انتخابات مقامات محلی را کسب کردند
  • ١٩١١ اولین جانشین نماینده زن (آنا روگستا) به استورتینگ راه یافت
  • ١٩١٣ زنان از حق رأی عمومی با شرایطی یکسان با مردان برخوردار شدند
  • ١٩٢٢ اولین نماینده زن (کارن پلاتو) به استورتینگ راه یافت
  • ١٩۴۵ اولین وزیر زن (شیرشتن هانستین) به کابینه راه یافت
  • ١٩۶١ اولین قائم مقام زن (اینگرید بیرکاس)
  • ١٩۶٨ اولین قاضی دادگاه عالی (لیلی بولویکن)
  • ١٩٧۴ اولین افسر اجرایی زن استان (ابا لودن)
  • ١٩٧٨ اولین بازرس زن ناظر بر برابری جنسی (اوا کولستا)
  • ١٩٨١ اولین نخست وزیر زن (گرو هارلم برونتلان)

 
 
...
نویسنده : علی یوسفی - ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٩
 

دوستان عزیز به علت فرا رسیدن دوران اموزشی بنده بروز رسانی این وبلاگ چند ماهی به حالت تعلیق در خواهد امد

http://samangraphic.persiangig.ir/image/khodahafezi.jpg


 
 
احساس امنیت و حقوق شهروندی
نویسنده : علی یوسفی - ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٩
 

«امنیت» در همه ابعاد سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و قضایى پیش شرط و پیش نیاز «توسعه همه جانبه» در کشور است؛ در این مختصر تلاش مى‏کنیم؛ تنها به اهمیت «امنیت قضایى» در کشور بپردازیم .

امنیت قضایى» حقوق اساسى‏اى هر کشورى است که طى دوره‏هاى اخیر در بسیارى از قوانین اساسى کشورها گنجانده مى‏شود. اساسا «امنیت قضایى»، همزمان با رشد مکانیسم‏ها و ساختارهاى قضایى در دوران جدید، معنا و مفهوم جدیدى یافته است.
در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیز «امنیت قضایى» طى اصول متعددى به رسمیت شناخته شده است و به عنوان یکى از حقوق اساسى شهروندان تلقى گردیده است.
اما تفسیرها و برداشت‏ها از «امنیت قضایى»، همواره گوناگون بوده است؛ برخى با تلفیق «امنیت قضایى» که یک مفهوم حقوقى است، با «احساس امنیت قضایى» که بیشتر جنبه جامعه‏شناسى دارد، مانع درک صحیح از این مفهوم شده‏اند.
به طور کلى «امنیت» در همه زمینه‏هاى اقتصادى، سیاسى، فرهنگى و قضایى از مفاهیم با ارزش در حیات اجتماعى است. در طول تاریخ بشر، توسعه و رشد، همواره در سایه حداقلى از «امنیت» فراهم آمده است؛ انسان‏ها در سایه «امنیت» به پیشرفت‏ها، نوآوریها و اختراعات دست یافته‏اند، اما با توجه به اهمیت زیاد مفهوم «امنیت» در حیات بشرى، قدر آن به اندازه لازم و کافى در جوامع مختلف شناخته نشده است و در بسیارى از موارد، به بهانه‏هاى واهى «مسئله امنیت»، در ابعاد مختلف نادیده گرفته شده است. در حالى که «امنیت» و «احساس امنیت در میان شهروندان»، مى‏تواند به پتانسیلى تبدیل شود که افراد یک جامعه، بدون داشتن دغدغه‏هاى ناشى از «عدم امنیت»، به رشد و شکوفایى و توسعه نایل آیند.
بدون تردید مى‏توان اعتقاد داشت که «امنیت» در همه ابعاد سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و قضایى پیش شرط و پیش نیاز «توسعه همه جانبه» در کشور است؛ در این مختصر تلاش مى‏کنیم؛ تنها به اهمیت «امنیت قضایى» در کشور بپردازیم و سایر جنبه‏هاى «امنیت» را به مقال دیگر واگذاریم.


 
 
پیشگیری از وقوع طلاق با شناخت صحیح قبل از ازدواج
نویسنده : علی یوسفی - ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ امرداد ۱۳۸٩
 

به نام خدای بخشنده و مهربان

با توجه به فزونی امار طلاق در کشور و اینکه متاسفانه امروزه افاتی است که زندگی خانواده ها را دچار اختلاف و نهایتا به تزلزل و جدایی می کشاند بنده بر خود شایسته دانستم تا نوشتاری در این باب ارائه دهم تا بتواند گره هر چند کوچکی را از این معضل بزرگ باز نماید.

بنده معتقدم که یکی از دلایل شکست در زندگی زناشویی و نهایتا مطرح شدن مساله طلاق این می تواند باشد که افراد پیش از ازدواج مکالمه طولانی و جدی با یکدیگر ندارند در حقیقت طرفین با عدم شناخت صحیح از یکدیگر دست به پیوند زناشوی می زنند که این خود می تواند عامل بسیار جدی در گسستن این پیوند مبارک شود.

بنابر این  در اینجا سعی نموده ام  تا راه شناخت طرفین از یکدیگر را برای شما عزیزان هموار سازم به عقیده من مهمترین راه شناخت طرفین می تواند سوالاتی باشد که  قبل از ایجاد علقه زوجیت میان زوجین مطرح می شود لذا بنده در ذیل به شرح بیشتر این سولات که به شما در شناخت بهتر همسر آینده‌تان کمک می‌کند پرداخته ام . حقیقتا این سوالات کلید طلایی هستند و اگر شما و همسرتان این نکات را از یکدیگر بدانید امکان شکست در ازدواج‌تان کمتر خواهد بود.


 
 
پیغامی مهم برای اساتید و دانشجویان حقوق ایران!
نویسنده : علی یوسفی - ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٩
 
اینترنت در زمانه ای که هستیم چنان انقلابی را درعرصه ارتباطات و اطلاع رسانی به پا کرده است که عصر کنونی را به حق عصر اطلاعات نامیده اند. این ابر رسانه به شدت و با سرعت جاهای تنگ رسانه های سنتی را (از قبیل روزنامه، نشریه، کتاب و ...) گرفته است.

گریز ناپذیری این رسانه، اهل پژوهش را، به حدی است که امروزه دیگر ادعای انجام یک پژوهش بی بهره گیری از این رسانه، بیشتر به مزاح شبیه است تا به واقعیت!

 

در ایران، با اینکه رسانه اینترنت تقریبا در تمام مراکز آموزشی و پژوهشی گسترانده شده است، متاسفانه بیگانگی برخی ازاساتید با آن (خصوصا از میان اساتید قدیمی که عمرشان را با رسانه های سنتی سر کرده و آشنائی درخوری با این رسانه تازه وارد ندارند) کاملا مشهود است.

متاسفانه این قاعده شامل شماری از اساتید حقوق نیز می شود. هر چند اساتید جوان و نیز دانشجویان حقوق با اینترنت و امکانات فوق العاده آن انس گرفته اند، اما دوری، ناآشنائی و ناهمراهی اساتید قدیمی با آن، مشکل آفرین است.


 
 
بررسی مباحث « خواستگاری » و « نامزدی » در حقوق مدنی ایران
نویسنده : علی یوسفی - ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٩
 

 

 

 

هدف از این نوشتار آشنایی هر چه بیشتر دوستان با مقررات ، قوانین و مفاهیم حقوقی و قانونی دو مبحث بسیار مهم و اساسی از نهاد ازدواج است.

امید که این اطلاعات از شیوایی و بلاغت لازم و کافی بهره مند باشد وسبب افزایش آگاهی و دانش حقوقی عموم ایرانیان عزیز گردد.

 


 
 
← صفحه بعد