حکایتی درد آور از یک کیفر

چندی پیش زورگیران درمانده بزور و با شتاب هرچه تمامتر به سوی خداوند صابر شتافتند اما حکایت همچنان باقی است، گویی نه خانی بوده و نه خانی رفته! زورگیران بزور مجازات راهی دیار باقی شدند تا به همگان این درس راستین را بیاموزند که جامعه انسانی نه هیچگاه عاری از جرم در معنای عام و عاری از جرم زورگیری به معنای خاص خواهد شد و نه این مجازات و نحوه کیفردهی نیز اثری در میزان وقوع و کم و کیف آن دارد. این، پیام تاریخ حیات بشری است که در گذشته به کرات بر آن روایت کرده و سروده های عملی فراوان سروده است.

جوامع احساسی همواره واکنش های احساسی نسبت به حوادث پیرامون خود دارند. اینگونه است که تا تقی به توقی (طقی به طوقی) می خورد به ناگاه پتک سنگین احساسِ آنی خود را بر سر مرتکب یا موجب وقوع آن حوادث می کوبند و هیچ به روی مبارک نمی آوردند که آنکه بر سرش پتک می کوبند عضوی از اعضای فعال خود است و در دامان خود چنین تربیت شده و آموزش یافته است؛ شهروندی که با علم بر وجود چنین پتک وزینی باز سرباز می زند و از این بند بی نهایت بسته نگاه و نظارت جامعه بی محابا می گسلد.  

راستش، زورگیری بزور زور مجازات سر تعظیم فرو نمی آورد و تسلیم این زور پر زور نمی شود؛ چندانکه  می توان گفت که هیچگاه زور «مجازات» به زور «جرم» نرسیده و نمی رسد و مجازات هرچه بیشتر باشد باز ریشه های جرم نه تنها خشکانده نمی شود بلکه ساقه های ستبر این پدیده همچنان جوانه می زند و شاخه می گستراند. تاریخ حقوق کیفری بخوبی نشان می دهد که زور جرم همواره بر مجازات چربیده و گرچه مجازات ها همواره تمام همّ خود را معطوف به ریشه کنی یا دست کم کاهش جرم داشته اند اما قطار جرم بی ترمز بوده و همچنان به مسیر پیوسته و دائمی خود ادامه می دهد و مکرر جهان انسانی را دور زده و از دور مکرر خویش نیز خستگی حاصل نمی کند. چنین روایتی به معنای دست کشی از تلاش برای بی رمق کردن جان جرم نیست (نگفتم گرفتن جان جرم چرا که بر این باورم نه تنها چنین قبض روحی امکان ندارد بلکه وجود بی رمق جرم به نوبه خود برای سلامت جامعه ضروری است) بلکه باید تمام اندیشه بشری در این مسیر بکارگرفته شود و هر آنچه اندیشه می شود، مبتنی بر اندیشیدن در بوته عمل قرار گیرد. مجازاتی که پایه اندیشه ای متقن نداشته و متخصصانه بدان نگریسته نشده باشد، رهاوردی مثبت به بار نمی آورد. تاریخ حقوق کیفری بشری در عمل چنین روایت می کند که مجازات های احساسی، با هر درجه و میزانی، اثر مثبت نداشته و نخواهد داشت. مجازات های احساسی جامعه چنان که پایه عاطفی اجتماعی دارد، بسان مُسکنی برای درد آنی مردمان آن دیار بوده که چون تب احساسی و عاطفی این مردمان فرونشیند دیگر مجالی برای اندیشه در زمینه عدم گرایش به جرم نمانده و باز آنکه آستانه مجرمانه اش بالاست براحتی روی به تحقق اندیشه مجرمانه پیشینی خود می آورد و باز روز از نو و روزی از نو.

دو زورگیر مرحوم، در زمره این دسته از مردمان جامعه بودند که «آستانه مجرمانه» بالا داشته و به دنبال «اندیشه جنایی» خود در اثر «شرایط و اوضاع و احوالی خاص» تن به زورگیری داده و در واکنشی بی مجال کیفر شدند و رفتند که رفتند اما زورگیری نه تنها بی رمق نشد که گویی جان دوباره گرفته است و همچنان در شهرها و کلان شهرهای ایرانی باز از زور و زورگیری مکرر دیده و شنیده می شود. دلیل روشن این تکرار وقوع زورگیری، ریشه دیرینه این جرم و در کل جرایم است و با واکنشی در یک مقطع و در یک زمان نمی شوند ریشه های آن را تاحد ممکن خشکاند. مسیر طولانی است و صبر می باید و تامل بایدش.

زورگیری، جرم است و مرتکب آن، مجرم اما توجه به وضعیت ارتکاب جرم و شرایط روانی مرتکب نیز به همان اندازه اهمیت دارد. متاسفانه بازار «جرم شناسی» در نظام عدالت کیفری مان بشدت «کساد» است و آنچه در وقوع یک جرم تنها و تنها دیده می شود، عمل ارتکابی و تطبیق آن با مواد قانونی است و در این میان مجالی برای هنرنمایی «شخصیت» مرتکب وجود ندارد اگرچه از دهه 70 خورشیدی به بعد با تلاش بی وقفه جرم شناسان نواندیش ایرانی اندکی قطره های تلاش آنان بر سنک قطور حقوق کیفری اثر گذاشته و موارد و مصادیقی مبتنی بر اندیشه های جرم شناختی هرچند بسیار اندک در حقوق کیفری گنجانده شده است. عدم توجه به وضعیت مجرمین خواه مجرمین یقه آبی نظیر مجرمین جرایم خشن مانند زورگیری به ویژه شرایطی که آنها را به این جرم خشن واداشته و خواه مجرمین یقه سفید، جدای از اینکه مغایر و ناقض حقوق بنیادین اعضای جامعه انسانی است بلکه اثرگذاری مثبت نیز به همراه نداشته و نه هدف ارعاب جمعی را تامین می کند و نه غایت ارعاب فردی را به همراه می آورد. رعایت تشریفات قانونی (due process) با طمانینه و طی فرایند زمانی مناسب و بدور از هرگونه جانبه گرایی و متاثر از واکنش های عاطفی جامعه تضمین کننده سلامت نظام قضایی عدالت محور بوده و اعتماد و اطمینان مردمان آن بوم و دیار را با خود به ارمغان می آورد. صلابت دستگاه قضا در برخورد با مجرمین گرچه ستودنی است و قابل تمجید اما این صلابت، زمانی رنگ و بویی جامعه محور و مبتنی بر خواست های راستین اجتماعی به خود می گیرد که هم در پرتو سپری شدن روند معمول تشریفات مقتضی مبتنی بر دقت صورت گیرد و هم در راستای رفع نیازمندی های درازمدت جامعه به انجام برسد.  واکنشی هیجانی مبتنی بر عاطفه اجتماعی نسبت به جرایم ، نیازمندی های درازمدت جامعه را فراهم نمی سازد و هیچگاه مطلوب نظام های عدالت کیفری را محقق نخواهد ساخت.

 

/ 3 نظر / 32 بازدید
راد

خوبه ولی خسته کننده هست. کسی حوصله خوندن متنهای بلند رو نداره. کوچکترش کن. موفق باشی

نیما جهانشیری

عرض سلام و احترام شهادت بی بی دو عالم بانو حضرت فاطمه زهرا (س) را خدمت شما تسلیت عرض می نمایم.

رادیو حقوق

با درود. اگر هنوز ثبت نام کردید: جشنواره وبلاگ نویسان حقوقی در راه هست. در صورت تمایل و شرکت وبلاگ شما در این جشنواره، در سایت رادیو حقوق ثبت نام کنید. http://lawradio.in/?p=32705